افغانستان در بحران وهابیت
کشور مظلوم افغانستان دچار چالشهای گوناگون اقتصادی،سیاسی،منطقه ای،قومی،مذهبی و طایفه ای می باشد که هر کدام به نوبه ی خود جامعه و زندگی دریک محیط را فلج ساخته امان و امنیت را از زندگی میگیرد،محیط را تبدیل به جهنم ساخته و شیرینی زندگی را به کام انسان تلخ می سازد.
دشمنان دین ،استقلال،عزت ،آزادی و آزاده خواهی از هر حربه و وسیله برای بهره ای خویش استفاده کرده و امت اسلامی را مشغول نگه خواهند کرد. چنانکه تا هنوز راههای گوناگون را در این کشور تجربه کرده اند.
هم اکنون که همه این دسایس رنگ باخته ،ازایادی خود ساخته ای بنام وهابیت بهره برداری می نمایند! این خطر ، خطر بسیار جدی است که امت اسلامی را به جان هم انداخته و چماق تکفیر علیه همدیگر بدست خواهند گرفت.!
وهابیها در این اواخر بسیارجدی وعلنی وارد کشور گشته و در میان توده های مردمی به عنوان مبلغین و گروه های تبلیغی پرسه میزنند در حالیکه دریک دست پرچم مذهب و توحید ادعایی را گرفته اند و کسانی را که در زیر آن پرچم نباشند با چماق تکفیر بر سرشان می کوبند، و در دست دیگر پرچم تطمیع داشته و زر، زیور و یا نقدینگی های باد آورده را توزیع می کنند.
دو پرچمی که در طول تاریخ توانسته است مسلمان ها را پراکنده ساخته و به جان هم اندازد ، گروههای تبلیغی وهابیت از پاکستان به صورت گروهی و دوره گردی در سراسر کشور افغانستان پخش می شوند و به صدد جذب بوده و به بهم انداختن امت اسلامی می پردازند، بخصوص در شمال افغانستان این امر آشکار و مشهود است، دو دلیل زیر این امر را قوت می بخشد:
1- فارسی زبان بودن مردم.
2- نزدیک بودن این مردم از نظر فرهنگی و عنعنات با جمهوری اسلامی ایران .
آری حرکت آنها به قدر علنی و جدی است که ما در برخی مناطق شمالی شاهد اشک چشم بچه های شیعه بوده ایم که با چماق تکفیر از مدارس دولتی بیرون رانده شده بودند و یا در تحصیلات عالی دچار مشکل گشته بودند. کار فعلی وهابیت را در نکات زیر می توان خلاصه کرد:
1- مسجد سازی و مدرسه سازی و فعال ساختن مدارس دینی با تأمین طلاب و اساتید.
2-پخش کتاب و نوار های تبلیغی.
3-اعزام مبلغ به صورت دوره های سه ماهه و نه ماهه آن هم به صورت گروهی.
4-حمایت از قاری ها ی قرآن.
افغانستان خط مقدم جبهه فرهنگی
جامعه زنده و بالنده جامعه ای است که دارای فرهنگ زنده باشد ، وقتی که فرهنگ یک جامعه زنده بود ، شور و هیجان ، نشاط و عشق در میان طرفداران آن فرهنگ برانگیخته می شود. این شور و نشاط افقهای تازه ارزشی را در میان توده ها می گشاید؛ آنگاه کسانی که از گشوده شدن چنین افقی احساس زیان می کنند ، در برابر آن جبهه ، باز نموده و با گسترش آن به مقابله برخواسته ، سعی میکنند راه رشد آن را سد کنند.
بالاخره مبارزه به اوج خود می رسد و در نقطه تلاقی هر یکی از دو گروه موافق و مخالف برای تضعیف و نابودی فرهنگ مخالف خود نهایت تلاش را به کار می گیرند ، دست کم هر دو گروه تلاش می کنند که در نقطه اوج مبارزه که همان خط مقدم است با شکست مواجه نگردند.
روی این لحاظ در پشت جبهه ، نیروهای ورزیده نشسته ، برنامه ی مبارزه را آماده ساخته و از سربازان خط مقدم حمایت و پشتیبانی کامل می کنند ، تا در نتیجه خود و جامعه طعم شیرین آرامش روحی و روانی و فرهنگی را لمس نمایند.
در شرایط امروزی که کشور مسلمان افغانستان خط مقدم جبهه فرهنگی اسلام و کفر و نقطه تلاقی افکار و اندیشه های گوناگون می باشد ، اکثر ورزیده های فرهنگی بیگانه وارد صحنه نبرد گشته ، برای تقویت فرهنگ و اندیشه ای مورد نظر خویش تلاش می کنند.
طبیعی است مسئله فرهنگی مرز جغرافیایی و نژادی و ملیت نمی شناسد ؛ طرفداران یک فرهنگ و اندیشه در هر نقطه ای که باشند اهل یک کشورند. زیرا افکار و اندیشه به هر سمت و سو شعاع خود را می گستراند. بر این اساس سربازان هر جبهه ای جهت تقویت و گسترش اندیشه مورد نظر خویش از هیچ کوشش دریغ نمی کنند ، تا شاهد شکوفایی فرهنگ مورد قبول خود باشند.
در میان کوله بار بدوشان فرهنگی که وارد افغانستان شده اند حرکت سه گروه زیر بسیار زیاد قابل دید می باشد :
الف- وهابیت ، که از طریق مساجد و مدارس دینی و اعزام طلبه های تازه نفس به اکثر مساجد منطقه از مدرسه حقانی پاکستان و غیر آن وارد میدان گشته با جدیت تمام کار می کنند و خیلی خوب نیز حمایت مالی می شوند!
ب- مسیحیت ، که فعلا کار آنها از دو طریق دارند پیش می روند :
یک آموزش ، که بروی دو قشر : جوانان و زنها به صورت جدی کار می کنند و با استفاده از نقاط ضعف ما مسلمانان تا حدی توفیق نیز می یابند.
دو از طریق سیاست کتابخانه ای و ایجاد کتابخانه در دورترین نقطه و ضمنا آموزش و کار روی اطفال و اهدایی کتابهای داستانی ، قصه و بالاخره کتاب مورد نظر.
ج- طریقه صوفیه و ترویج خانقاه ها که از راه ورود به مساجد و عضو گیری و دادن برنامه و امید دادن به جوانان استفاده از شعارهای دلچسب عرفانی به جلب و جذب می پردازند.
در این میان صدای یاری طلبیدن حسینی طرفداران اهل و بیت (علیهم السلام) نیز به گوش می رسد و مردان وظیفه شناس و سربازان گمنام حضرت ولی عصر (علیه السلام) از تلاش بی شائبه و طاقت فرسا دریغ ندارند. و در عین حال بر افراد پشت جبهه است که صدای غربت فرهنگ فاطمی (علیها السلام) و اهل بیت علیهم السلام را بشنوند و سربازان اهل بیت را تنها نگذارند و سربازان جبهه اخلاص و درستی را مورد حمایت و پشتیبانی قرار دهند ، این وظیفه متدینین به مکتب اهل بیت و مراجع بزرگوار می باشد .
به هرحال و ما علی الرسول الا البلاغ.