سرزمین قابل غرس
از آن جا که افغانستان سرزمین بکر است ومردم آن ساده و بی آلایش و اکثریت بی سواد برای غرس هر نوع نهال آمادگی کامل دارد .
نهال غرس گران برای به ثمر آوردن درخت های میوه ای خویش با کودهای لازم و رشد دهنده درتلاشند تا از کشت خود محصول بگیرند.آنهاییکه به فکر ایجاد بوستان شاداب هستند، نباید خاموش بمانند تا فرصت طلبان بهره خود را بگیرند ما همچنین در خواب بمانیم شاید باور تان نشود برای اینکه بپذیرید ناگزیر به نکات زیر توجه نموده و تعمق نمایید:
1- آمریکاییها پیش از ماه مبارک رمضان سال 82 در برخی از استانهای افغانستان هیأتی اعزام می کردند تا از روحانیون افرادی را انتخاب کرده برای اعزام به آمریکا آماده نمایند، در نتیجه پاسپورتهای آنها را آماده ساخته و زمنیه را برای اعزام آنها مهیا نمودند.حال چه مقصودی را دنبال نموده و بنای کدام معامله را داشتند هنوز نمی دانیم! به هرحال این حرکت خود خیلی حرف دارد، و ناقوسهای بیداری را به صدا در می آورد.
2- همچنین تعداد ی از دختران چینی در همان سال وارد افغانستان شدند تا اشاعه فحشا نمایند .در شهر کابل پایگاه گرفتند.چند صباحی نیز مزخرف بازی درآوردند.
3- آری کبک گیرهای فرصت طلب دامهای فراوانی را برای شکار مغز جوانان به کار گرفته اند.
4- وهابیها با ایجاد دانشگاه در برخی از مناطق و ایجاد مراکز آموزش قرآنی ازجمله در هرات و مزار شریف و ساختن مساجد ، فرستادن نیرو و حمایت از دارالقرآن های موجود و مولوی ها به صورت آرام و جدی به پیش می روند.
5- مسیحیها تحت عنوان بازسازی وموسسه های کمک کننده دنبال نفوذ خویش و اجرای برنامه مشخص بوده کار خود را بادقت کامل انجام می دهند
6- اسرائیلیها و کریم آغا خان و....هرکدام دنبال گرفتن ماهیهای لذیذ خویش می باشند.
پس چرا مابه فکر غرس نهال پرثمر نباشیم و از افراد سالم بهره نگیریم با اینکه سرزمین و مردم و آب آبیاری آن متعلق به ما است.!
میدان مسابقه فرهنگی
از زمانی که دوران حکومت تفنگ و تفنگ سالاری رو به افول گذاشت، سیر حرکت به سوی قلم و قلم اندیشی به چرخش افتاد که انسان بایک نیم نگاهی این مطلب را نیز می تواند دریابد.
در نتیجه میدان جهت تقابل فرهنگهای مختلف باز و مسابقه برای به دست آوردن سکوهای امتیاز آماده گشته ، چه کسی در این میدان پیروز خواهد گشت و گل آخر را که خواهد زد؟ باید منتظر بمانیم آنگاه قضاوت کنیم!
تیپ های مختلف باگروه های ورزشی مجرب همراه با تجهیزات کامل و مدرن و ترویج فرهنگ برهنگی با شعار برهنگی فرهنگی وارد میدان گشته دنبال کسب امتیاز و به دست آوردن مدال سیادت اند.
بر همین اساس از نشریه های فراوان حمایت گشته و مؤسسه های فرهنگی متفاوت مورد ترغیب هستند. لکن متأسفانه جای تیم ورزشی و نمایش فرهنگی ما مسلمانان و کشورهای اسلامی کم رنگ است !!
غربیها تحت عناوین مختلف و به بهانه بازسازی با تمام جدیت وارد میدان گشته از هیچ تلاشی دریغ نمی ور زند ، به نظر میرسد که آنان خوب معنی و مفهوم شعر علامه اقبال را دریافته اند که گفته : آسیا یک پیکر آب و گیل است افغان ستان درآن پیکر دل است.
زیرا تحرک پیکر با دل است و تسخیر دل به معنی مسخّر نمودن همه پیکر است ، شاید به همین دلیل ؛ چنانکه افغانستان در دوران جهاد و تفنگ به دوشی میدان تقابل اسلام و کفر ؛خدا و طاغوت بود در دوران جهاد فرهنگی و سیطره قلم نیز چنین است.
در زمان جبهه و جهاد فیزیکی و تفنگ به دوشی سنگر معین بود و تشخیص آن خیلی مشکل نداشت اما اکنون که دوران تغییر یافته و زمانه رنگ باخته ؛ شناختن جبهه ها, خود کاری است که کارشناس مجرب می خواهد.%
اگرچه عزیزان مسلمان خاموش ننشسته و سنگر هارا خالی نکرده وخالصانه می کوشند تا پرچم توحید را همچنان استوار و سرافراز نگهدارند و نگذارند که غبار فحشا و فساد چهره آنان را بیالایند.
در نتیجه بر دل سوزان است که به خود آمده و از خواب غفلت بیدار گردیده در جبهه دین زدایی این عزیزان را تنها رها نکرده دستان آنان را با گرمی فشرده حمایت بی دریغ خود را با تمام توان به نمایش بگذارند زیرا توجه و اهتمام به مسایل مسلمانان و جامعه اسلامی از واجبات و ضروریات اجتماعی است به درجه ای که در روایات دینی آمده :
من اصبح ولم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم .
یعنی یک مسلمان بیدار دل؛ حق ندارد که شب را بدون اهتمام به مسایل مسلمانان به صبح برساند. پس چرا ما غافل مانده ؛ سنگرها را خالی بگذاریم و هر کدام به بهانه ای از مسؤلیت شانه خالی نماییم ؟ درحالی که سنگر و مردم و زمان و... همه متعلق به ما است.